تبليغاتX
هوش های چندگانه
 
 

 

با سید خون در شعرخوانی خرمشهر

 

مهدی مرادی

 

 

نوشته شده توسط مهدی مرادی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 |
 

 

 

سیمای مرد هنرآفرین در نوجوانی

 

 مهدی مرادی

 

 

نوشته شده توسط مهدی مرادی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 |
 
  

 

 

یک غزل از کوروش کیانی قلعه سردی

 

 ایران

 

 

 

 

 

کنعان به خواب رفتم و در مصر دیدمت

از کاروان برده فروشان خریدمت

 

شب های بیشماری از این عشق در دمشق

منجر شدی به خوابم و هر شب پریدمت

 

از دهلی گناه لبت تا عراق شرم

بر گونه های قرمز جیحون چکیدمت

 

یونان که حمله کرد به چشمان میش ات

بر اسب زاگرس به سپاهان دویدمت

 

وقتی برید موی تو را خنجر عرب

در تار و پود قالی کاشان تنیدمت

 

قوم مغول که میل به چشمان گل کشید

در شیون تغزل حافظ خزیدمت

 

باد افاغنه که شبی ریشه ی تو کند

همچون گیاه مهر به دندان جویدمت

 

 

 

 

بانوی روز مادر و شب روسپی وطن

در پرچمی سه رنگ به آتش کشیدمت

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی مرادی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 |
 
 

 

احمد عزیزی در اغما

 

هوش های چندگانه:احمد عزیزی، شاعر مجموعه «کفش‌های مکاشفه»، به علت حمله قلبی به بیمارستانی در کرمانشاه انتقال داده شد. وی اكنون در وضعیت اغما به سر می‌برد و پزشکان از حال عمومی او ابراز نگرانی کرده‌اند

 

 

عزيزي چهارم دي ماه سال ۱۳۳۷ در سر «پل ذهاب» كرمانشاه به دنيا آمد. وی در كودكی با عشاير سياه چادرنشين حشر و نشر فراوان داشت و قبل از رفتن به دبستان، خواندن و نوشتن را بدون داشتن معلم و تنها از روی كنجكاوی و تأمل و دقت از نوشته‌های روي تابلوها و اسامی خيابانها  فرا گرفت از دیگر آثار احمد عزیزی می توان به «شرجي آواز»، «خواب‌نامه و باغ تناسخ»، «ترجمه‌ي زخم»، «باران پروانه»، «رودخانه‌ي رؤيا»، «ملكوت تكلم» و «سيل گل سرخ»  اشاره كرد.

 

نوشته شده توسط مهدی مرادی در شنبه هجدهم اسفند 1386 |
 
 

 

در بیست و پنجمین دوره‌ی کتاب سال و در بخش شعر نوجوان 

 "کلاغ سه شنبه"شایسته‌ی تقدیر شناخته شد

هوش های چندگانه :   در بیست و پنجمین دوره‌ی کتاب سال در بخش شعر کودک "ماه نو، نگاه نو" سروده‌ی اسدالله شعبانی و در بخش شعر نوجوان کتاب "كلاغ سه شنبه"، سروده‌ی مهدی مرادی از انتشارات كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان شایسته‌ی تقدیر شناخته شدند.

 

 

جایزه كتاب سال در ايران براي اولين بار با هدف تشويق خادمان دانش و فرهنگ ايران در سال 1334 هجري شمسي اهدا شد. اين جايزه به پديد آورندگان يازده كتاب برگزيده كه در سال 1332 منتشر شده بودند، تعلق گرفت و از آن سال به بعد، هر ساله طي فراخواني از تمامي نويسندگان، مترجمان و مؤلفان خواسته مي شود تا پنج نسخه از كتاب خود را كه در سال گذشته براي اولين بار و به زبان فارسي منتشر شده است، به نشاني دبير خانه اين جايزه ارسال كنند تا توسط هيأت داوران ارزيابي شود
 

 

نوشته شده توسط مهدی مرادی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 |
 
 

 

به سردبیری علیرضا پنجه ای منتشر می شود

دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا

هوش های چندگانه :دومین ویژه ی فرهنگ، هنر وادبیات گیله  ­وا به ­همت  خانه ­ی فرهنگ گیلان و سردبیری علیر ضا پنجه ای و با همکاری اعضای تحریریه فرامرز طالبی، بهزاد موسایی و مزدک پنجه ای  نیمه دوم اسفند منتشر می شود.

 

 

این ویژه ­نامه که تاریخ نوروز 87 را دارد به ­دلیل پاره ­ا ی مشکلات با تاخیر مواجه شد،  چهره ­ی  هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) اثر محسن نعمت خواه را بر  روی جلد خود دارد. در این شماره آثار پر و پیمانی با  عناوین زیر  به چاپ رسیده است .گزارشی از پرس و گوی علی رضا پنجه ای با سایه ، دیداری دور با پرویز شاپور نوشته ­ی  بیژن اسدی پور، پرس و گوی ایونا نویسکا با بهمن رجبی در باره ­ی موسیقی و تنبک. مزدک پنجه ای با کوهستانی در باره ­ی نمایشنامه نویسی و تیاتر. در باره ی زندگی نامه­  و نقاشی های  فریدا کالو نوشته ی  کتوفون وابرر ترجمه ی مهین صدری و کاتا موزر - به ­مناسبت 100 سالگی اش - ، نقد و نظر­هایی از باباچاهی،طیاری،معتقدی،خواجات رضا قنبری، داریوش  معمار ؛عکس هایی از سید حسن حدایقی، شعر و داستان از:بهبهانی،سید علی صالحی،مهدی مرادی،  کامبیز صدیقی، خاوری نجدی، غنی نژاد اکسیر، بنی مجیدی،سلحشور، پیمان  نوری، حسین فاضلی، اسماعییل حبیبی، مازیار نیستانی، آرش نصرت الهی، مهناز یوسفی، معصومه اکبری، هالینو پوشویا نوسکا با ترجمه ی علیرضا دولتشاهی و ایونا نویسکا و مهکامه رحیم زاده، مجید روانجو، هادی جامعی و بهاره اله بخش ، تازه های کتاب ، کارکرد خانه ی فرهنگ ،سرمقاله و یادداشت مدیر مسوول .قیمت این نشریه 60 صفحه و 1500 تومان  است.

نوشته شده توسط مهدی مرادی در جمعه دهم اسفند 1386 |
 

 

                                  یک یادداشت از فرزاد آبادی

 

                       با صدای بی صدا   

                                                        یه مرد بود یه مرد...

           

محمد علی آبادی کارگر شیمیایی رازی بندر معشور بود.هم دونده ،هم کارگر  ، هم راننده ، هم پدر شاعری بود که می خواست فیلمی از بندر ماهشهر بسازد.مدال های محمد علی را مادرش سال های جوانی دونده بخشیده بود به زنان روستای چم تنگ تا چلاب مینار آنها شود و آلبوم عکس های قهرمانی اش را برادرش در تاکسی اصفهان برای همیشه جا گذاشت .سال ها بعد با خون دل چند عکس از شرق ِ بی حوصلگی و غربِ فراموشی برای مستند بندر ماهشهر یافتم.هیچ کس کمکی نکرد .همه قول می دادند تا فیلمی ساخته شود که اندوه مردمی را به تصویر بکشد که سهمشان از آن همه دریا  گاز ، کشتی و کارخانه درد بود.درد ، درد ، درد. می خواستم فیلمی بسازم که لعنت به آمونیاکی بگوید که بغض مردم ماهشهر را سیاهتر کرده است.اما ،اما ، اما .اما کسی یاری نکرد.شاعر مثل پدرش می دود در کار . پدر سکته می کند در راه اصفهان و گوشه اتاق  خاموش می نشیند .حالا او شهر خودش شده است.می دانم این چند عکس بندر را نمی سراید اما اولین قدم را بر می دارم ، تنها در شوره زار بندر معشوق اما تا یادم نرفته بگویم مادرم همپای  پدرم بیشتر از او و ما دویده است.او تبعیدی عشق است.مادرم را می گویم با صدای بی صدا یه مرد بود یه مرد....

نوشته شده توسط مهدی مرادی در جمعه دهم اسفند 1386 |
 
 

 

دوست ۵۲ ساله ی من کیهان بچه ها

 

نوشته شده توسط مهدی مرادی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 |
 

                                     

 

 

یک شعر ازآنا شکرالهی

 ترجمه : مهدی مرادی

 

  

 

 سکه هایی در تاریکی!

 تا شما

 به اعماق مشکوک یک قلک فکر کنید

                                    


You and some coins in the darkness

to think about

uncertain depth of a money box

                                   

نوشته شده توسط مهدی مرادی در شنبه چهارم اسفند 1386 |